مبعث پیامبر اکرم گرامی باد.

بسم الله الرحمن الرحیم

بخوان به نام رهایی! بخوان به نام بلوغ! بخوان به نام صاعقه در التهاب شب. بخوان به نام ساقه امید در پهندشت یأس! بخوان به نام خالق خورشید و عشق را به اسم اعظم معشوق، از پس یلدای بی تنفس دیجور، نور باران کن.

بخوان نبی گرامی! بخوان رسول عشق و امید! بخوان به نام نامی توحید!

تو که خواندی، هرم صدای تو که قندیل‌های سکوت را ذوب کرد، آوای مهربان تو که فضای میان زمین و آسمان را عطرآگین نمود، بوی خوش عشق که ملائک بی تاب را به طواف حرا کشانید انبیا انگشت حسرت به دندان گزیدند. ابراهیم و اسماعیل از آن که حرا بود و ما به مرمت کعبه ایستادیم و موسی از آن که به طور، چرا رفتیم و عیسی از آن که آنچه در زمین یافتنی بود، در آسمان چرا می‌جستیم و در این میانه، تنها خاطر خدا بود که راضی بود چرا که رحمت واسعه خویش را نمود عینی بخشیده بود. فرشتگان برخی به رضایت بی سابقه خدا سجده می‌بردند بعضی عرق از جبین پیامبر می‌ستردند عده‌ای گوش به لطافت این معاشقه می‌سپردند و برخی از آن که معشوق خداوند را در زمین می‌دیدند نه در میان خویش، خون دل می‌خوردند.

اگر چه پیامبران همگی مظهر رحمت خداوند بودند، اما کدام گستره ی محبتی خدا را به تمجید واداشته بود «انک لعلی خلق عظیم».

ادامه نوشته

روانشناسی

یکی از مشکلات رایج در بین برخی از کودکان به ویژه در مقطع دبستان، بی­توجهی آنها نسبت به امور درسی­شان می­باشد. به طوری که این امر، از یک سو شکایت والدین و از سوی دیگر شکایت معلمان آنها را برانگیخته است. این گروه از کودکان که گاها القابی همچون کم توجه و سربه هوا به آنها نسبت داده می­شود،کودکانی هستند که در بیشتر موارد در انجام تکالیف درسی خود و یا امور محول شده به آنها، سهل انگاری نموده و مرتکب اشتباهات بسیاری می­شوند. در بسیاری موارد دیده شده است که حتی در نگهداری وسایل شخصی­شان نیز بی­مسئولیت بوده و به وفور لوازم خود را گم کرده، بعضا آنها را خراب و یا گم کرده­اند. علل بسیار زیادی در بروز این امر دخیل هستند که از مهمترین آنها بی­توجهی و انتظار بیش از حد والدین از کودک بدون در نظر گرفتن توانایی­ها و پتانسیل­های او می­باشد. عوامل دیگری نیز از جمله عدم برنامه­ریزی مناسب برای کودک از سوی والدین و گاها اولیاء مدرسه، روش تدریس یکنواخت و غیرجذاب معلم، مشکلات فکری که کودک با آنها دست به گریبان است، شنیدن صداهای نابهنجار هنگام تدریس معلم، ترس و عدم علاقه کودک به معلم و مدرسه، مشارکت ندادن کودک در کارهای گروهی و... می­باشد. رفع این مشکل، نیاز به همکاری و تعامل دوسویه والدین و معلم کودک دارد. برای این منظور، آنها می­بایست توجه بیشتری به کودک نموده و با او دوستانه و نه از روی خشم و عصبانیت، درباره احساسات و افکارش صحبت نمایند. اگر کودک در منزل تکالیفش را به درستی انجام نمی­دهد و سرسری از کنار آن می­گذرد، می­بایست والدین بدون هیچگونه تذکر و یا تهدیدی او را با تکالیف ناقص به مدرسه فرستاده و تکالیف از سوی معلم مورد قبول واقع نگردد. هنگامی که کودک مجبور به نوشتن صحیح تکالیفش گردد، سعی می­کند تا در همان بار اول، دقت و توجه بیشتری برای انجام تکالیف خود صرف نماید و از این طریق دست از بی­دقتی و کم­توجهی به مسائل مختلف بردارد و دست دوستی به سوی نظم و انضباط دراز نماید.

 

متفرقه

قصه گویی را برای کودکان ترک نکنید

 

متخصصان روان شناسی ، قصه گفتن را برای تکامل مغز نوزادان و کودکان لازم می دانند و می‌گویند: با قصه‌گویی ، علاوه بر شناساندن صدای والدین ، صحبت کردن برای کودک راحت می‌شود و کلمات را صحیح و کامل ادا می‌کند دکتر"نرگس کچوئی " روان شناس، در گفت و گو با ایرنا گفت: والدین براین باورند که نوزادهیچ چیز را متوجه نمی‌شود و لازم نیست با او حرف بزنند، این در حالی که مغز نوزاد آماده برای پذیرش و یادگیری است و دوست دارد صدای والدین خود را بشنود و با محیط آشنا شود.

وی گفت : والدین حتما باید نام اشیا ، غذا،اسباب‌بازی و یا هرچیز دیگری را که به نوزاد  می‌دهند برای او بگویند و زمانی که کودک سعی می‌کند به هر لفظی کلمه را ادا کند صحبت  کردن او را قطع نکنند و اجازه دهند آن گونه که راحت است آن را تلفظ کند

وی گفت : والدین حتما باید نام اشیا ، غذا،اسباب‌بازی و یا هرچیز دیگری را که به نوزاد  می‌دهند برای او بگویند و زمانی که کودک سعی می‌کند به هر لفظی کلمه را ادا کند صحبت  کردن او را قطع نکنند و اجازه دهند آن گونه که راحت است آن را تلفظ کند

وی با اشاره به اینکه نوزادان به صدای افراد مونث بهترین پاسخ را می‌دهند ، افزود : مطالعات نشان داده است که صحبت با زبان کودک ، باعث تاخیر در تکامل گفتار نمی‌شود ، سعی کنند در صحبت با کودک ترکیبی از لغات بزرگسالان را با صدای بچه گانه مورد استفاده قرار دهند

ادامه نوشته

معلم

معلم مهربان حال مرا درک کن ( معلم و دانش آموز بیش فعال)!i!

«نمی‌تواند یک جا بند شود مدام حرف می‌زند، توی حیاط سرک می‌کشد، حواس دیگران

را هم پرت می‌کند حتی توی کلاس راه می‌رود. اگر همین‌طور پیش برود مجبوریم به

شما بگوییم مدرسه‌اش را عوض کنید. نمراتش هم که... خودتان بهتر می‌دانید.» مادر

نگران می‌شود و چشم‌هایش پر از اشک می‌شود. به خانه که می‌رسد دست پسر را

محکم فشار می‌دهد و به سمت کیفش می‌برد. کتاب‌ها را بیرون می‌ریزد و تهدیدش

می‌کند که اگر درس نخواند خبری از همه آن چیزهایی که قرار بود باشد نیست.

پسرک می‌ترسد اما نمی‌تواند چشم از حیاط خانه، حیاط مدرسه، پاک‌کن بغل دستی، فیلم

دیشب و میهمانی فردا بردارد؛ نمی‌تواند حواسش را جمع کند و مدام حواسش پرت

می‌شود....

ادامه نوشته

موفقیت

فرزندم:

امروز که دستان کوچکت را گرفته بودم و با هم برای گرفتن کارنامه ات رفتیم

تمام مدت حس خوبی داشتم ...

حس طی کردن اولین پله های موفقیت ...

پسرکم یادت باشد افتخار و پیروزی میسر نخواهد شد جز با تلاش و کوشش

 خودت ، پس اگر روزی بی انکه تلاشی کنی موفق شدی بدان پیروزی ات

 پایدار نخواهد ماند و چون کاهی که با بادی برخیزد از تو خواهد گریخت .

پسرکم امروز که نتیجه یکسال تلاش ات را با غرور در آغوش گرفتی بدان

این کوچکترین موفقیت توست پس بکوش برای آینده بزرگتر از امروز ...

و پذیرا باش تبریک مرا برای اولین گام موفق در زندگی ات

موفقیت

شش میم در تربیت موفق


نیاز روانی بچه‌های ما، عبارت است از انتقال اثر شش میم. این شش میم را هر کس در کارنامه گذشته زندگی‌اش دریافت کرده باشد، میم هفتمش موفقیت است که خود به خود پدید خواهد آمد: 1- تو محبوبی، 2- تو محترمی، 3- تو مطرحی، 4- تو مهمی، 5- تو مفیدی و 6- تو می‌فهمی.
اگر ما در رفتار و گفتارمان این 6 میم را به فرزندان‌مان انتقال دهیم میم هفتم "موفقیت" خودبه‌‌خود خواهد آمد؛ یعنی باتری روانی انرژی‌‌دهنده فرد شارژ خواهد شد. در آن صورت این آدم در تحصیل و زندگی و کار و... . موفق خواهدشد.ضد این شش میمی که گفتید، آیا چیزهای دیگری هم هستند که اگر پدر و مادرها انجامش ندهند، عکس این نتیجه را بگیرند؟

بله، آرایه 7 «ت» است که خیلی سخت است. این 7 «ت» را هر کسی دریافت کرد، «ت» هشتمش تباهی است که انتظارش را می‌کشد: 1- تنبیه، 2- توهین، 3- تهدید، 4- تحقیر، 5- تبعیض، 6- تنفر و 7- ترس. همه افراد شکست خورده و جامعه ستیزها و...، در کارنامه‌های‌خود این «ت» ها را دارند، یعنی تاثیر «ت» تحقیر با «ت‌» تحسین، زمین تا آسمان است.»

بنابراین اگر تلاش کنیم که نکات و ویژگی های مثبت فرزندانمان را برجسته نموده و آنها را بابت این ویژگی ها تشویق نماییم به صورت ناخودآگاه و بلکه شاید آگاهانه سعی برآن خواهند داشت تا برای تشویق بیشتر و مورد تایید قرار گرفتن آن ویژگی ها را در وجود خود افزایش دهند.

اگر ما در رفتار و گفتارمان 6 میم را "1- تو محبوبی، 2- تو محترمی، 3- تو مطرحی، 4- تو مهمی، 5- تو مفیدی و 6- تو می‌فهمی" به فرزندانمان انتقال دهیم میم هفتم "موفقیت" خودبه‌‌خود خواهد آمد. و حال آنکه در صورت تحقیر و تنبیه آنان، خود را به همان صورتی می پذیرند که شما آنها را خطاب نمودید و متصور شده اید. به علاوه این که خاصیتی در تنبیه هست که در تشویق یافت نمی شود و آن ایجاد روحیه مقاومت و لجبازی است . با ایجاد این حالت در وجودش، زمینه ای را برای عدم پذیرش هرچه راستی و درستی است فراهم می کنیم .

کافیست کمی فکر کنید شما بیشتر توسط کسانی که محبت و عشق خود را ابراز می کنند و در ایفای آن خساست به خرج نمی دهند جذب می شوید یا افرادی که مدام با تحقیر شما در جهت لطمه به شخصیتتان فعالیت می کنند.