خلاصه کلیات درس فن آوری واطلاعات
هدیه های آسمانی ششم ابتدایی
ماه خدا
دعوتی بنده من
روز و شب لحظه به لحظه
گفتمت روزه بگیری به سکوت ...
به نگاه ...
و به گوش ...
بگوش ؛ بهوش بنده من ؛ به شکم ؛ دعوتی تا نخوری هیچ و به یادم باشی
از سر صبح تا شبی کز پی آن می آید
و به شب
که نگه داری و آن روز به روز
دعوتی بنده من
لحظه به لحظه شب و روز
و جوابیست به من
و قیامیست
و قیامی که تو را زنده نگه میدارد
همه ماه و همه سال
روز و شب ، لحظه به لحظه شب و روز
بعد از این بنده من
دعوتی تا هستی
دعوتی تا هستم
بر سر سفره من
سفره ام تا هستی
باز میماند
بهر مهمانی تو
دعوتی بنده من
دوباره آمده ماه خدایم
که من دیری در این دنیا نپایم
بگیرم توشه از راه عبادت
چو پیمایم رهی باشد سعادتآرامش
اقداماتي درجهت دست يافتن به آرامش
گام1: فهرستی از موفقیت هایی را که تا کنون نصیبتان شده را تهیه کنید.
گام2: هر چند وقت یک بار به میان طبیعت بروید و در محیطی سبز و سرشار از آرامش قدم بزنید.
گام4: هر روز به جمله های زیر و جملاتی از این قبیل فکر کنید.
· تا زمانی که خودتان نخواهید ، هیچ کس نمی تواند تحقیرتان کند.(تئودور روزولت)
· روزی شخصی بودایی را فحش و ناسزا میداد ، بودا به وی گفت:از تو به خاطر این هدیه عالی تشکر میکنم!اما متاسفم که نمی توانم هدیه ات را بپذیرم ، راستی اگر کسی به من هدیه ای دهد و من هدیه را قبول نکنم به چه کسی تعلق خواهد داشت؟
· خواه فکر کنید کاری را میتوانید انجام دهید ، خواه فکر کنید که از انجام کاری ناتوان هستید ، همیشه حق با شماست.(هنری فورد)
· عشق از آن جهت در ما به ودیعه گذاشته شده که آن را به دیگران ببخشیم.
· قلمرو خد اوند درون ما انسانهاست.
· هر کاری را که دوست داری انجام بده پول خود به دنبال آن می آید.
· به دنبال رستگاری و سعادت خود باش.
· از صمیم قلب خودت را دوست داشته باش.
گام5: در تعطیلات آخر هفته ، فقط به تفریح و استراحت بپردازید.
گام6: تلاش کنید همیشه مثبت بیندیشید.
گام7: به خاطر داشته باشید که هر گاه در کاری سرگردان می مانید ، در حال آموختن نکته ای جدید هستید.
گام8: تا آنجا که لازم است خودتان را به مبارزه بطلبید ، نه بیش از اندازه.
گام9: در هفته یک شب تلویزیون خود را خاموش نگه دارید تا مغزتان استراحت کند.
گام10: هر چند وقت یک بار بیرون از خانه غذا بخورید.
گام11: با کسی که از صمیم قلب دوستش دارید تلفنی صحبت کنید.
گام12: خود را در آیینه نگاه کنیدو از دیدن زیبایی هایتان لذت ببرید و خدا را به خاطر این نعمت شکر گذار باشید.
گام13: اهداف خود را بنویسید و با آنها زندگی کنید.
گام14: در هدف گذاری واقع بین باشید.
گام15: وسواس را از زندگی خود حذف کنید ، در این صورت هیچ کاری نمیتوانید انجام دهید.
گام16: برای خود تعهد مشخص کنید و به آن وفادار باشید و تا می توانید برای آن حرکت و تلاش کنید ولو آن که نتیجه دلخواه شما نباشد.
گام17: همیشه لبخند بزنید.(لبخند و خنده تفاوت دارند)
گام18: تاخیر در انجام کاری بهتر از انجام ندادن آن است.
گام19: هنر سوال کردن را بیاموزید.
گام20: برای خودتان یک مشاور برگزینید و از راهنمایی های او استفاده کنید.
گام21: شرقی ها اعتقاد دارند که آب جاری منبع انرژی های مثبت است! و ضروری در زندگی است.پس هر چند روز یک بار زیر دوش بروید و بگذارید جریان آب تمام عضلات را ماساژ بدهد.
گام22: ده بار تنفس عمیق بکشید.
گام23: هنگام راه رفتن و نشستن سرتان را بالا بگیرید و قوز نکنید.
گام24: گاهی اوقات تند تند راه بروید.
گام25: وقتی در کاری موفق می شوید،با خریدن یک هدیه برای خودتان موفقیتتان را جشن بگیرید.
گام26: استفاده از فرصت ها را بشناسید.
گام27: برای خودتان گل بخرید.
گام28: هر وقت احساس تنش کردید ، به موسیقی مورد علاقه تان گوش دهید.
گام29: تکرار! عبارات تاکیدی را فراموش نکنید.برخی عبارات تاکیدی مهم در زیر آمده است.
· هر روز هر قدمی که بر می دارم بهتر و بهتر می شوم.
· من این وضعیت را به عشق الهی می رسانم و به بهبود آن اعتماد کامل دارم.
· نعمت های کائنات بی شمار هستند از این رو همواره احساس وفور نعمت کرده و می دانم به تمام خواسته های بر حق خود می رسم.
· من کسانی را که در حقم بدی کرده اند می بخشم و آزاد می شوم.
· من مسئول تمام اتفاقاتی که برایم می افتد هستم.
· من آرام هستم و می گذارم تا همه اتفاقات خوب و شگفت امگیز برایم رخ دهند.
· امروز، کنترل زندگی خود را در دست می گیرم.
· اهمیت ندارد که چه اتفاقی رخ می دهد،نور درونم از من حمایت می کند.
· من عاشق زندگی هستم و زندگی نیز عشقش را نثار من خواهد کرد.
با هر دم و بازدم خدا را شکر میکنم.
گام30: به هر آهنگی که دوست دارید گوش دهید .
گام31: نعمت سلامتی خود را قدر بدانید.
گام32: هنر نه گفتن را بیاموزید.
گام33: هنگامی که کودکان بازی می کنند در آنها دقیق شوید.
گام34: هر چند وقت یکبار خانه تکانی کنید.
گام35: آمدن بهار را جشن بگیرید.
گام36: کارهایی را که باید در طول روز انجام دهید مرور کنید.
گام37: هر روز، به بازنگری کارهای همان روز بپردازید.
گام38: از کسانی که شما را مورد ستایش قرار می دهند، تشکر کنید.
گام39: خودتان را مورد تحسین و ستایش قرار دهید.
گام40: سعی کنید روزهای تعطیل کمی بیشتر استراحت کنید و بخوابید.
گام41: گاهی اوقات تنها ماندن را تجربه کنید.
گام42: باغچه کوچکی برای خود درست کنید و هر چه دوست دارید در آن بکارید.
گام43: به یک دوست قدیمی زنگ بزنید.
گام44: به پارک رفته و چرخی بزنید و گلها را بو کنید.
گام45: سالی دو مرتبه خون بدهید.
گام46: نامه ای بنویسید و در آن از خود انتقاد کنید.
گام46: هر روز چند واژه جدید بیاموزید.
گام47: شکر گزار باشید.
گام48: هر از گاهی به قبرستان بروید این کار باعث می شود که دید شما نسبت به زندگی عوض شود .
گام49: مدتی از وقت خود را به کتابخانه بروید و کتاب بخوانید.
گام50: یک روز در هفته گیاه خواری کنید.
گام51: قبول کنید که انسان جایز الخطا است.
گام52: یک مهارت جدید بیاموزید.
گام53: به اطرافیان اثبات کنید که برایشان ارزش قائل هستید.
گام54: برای بهبود وضعیت خود تلاش کنید.
گام55: توجه داشته باشید که چه زمانی باید در نگرش ها تغییر ایجاد کنید
به رنگ زندگی
سه چیز در زندگی پایدار نیستند
Dreams رویاها
Success موفقیت ها
Fortune شانس
سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند
Time زمان
Words گفتار
Opportunity موقعیت
سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند
Alcohl الکل
Pride غرور
Anger عصبانیت
سه چیز انسانها را می سازند
Hard Work کار سخت
Sincerity صمیمیت
Commitment تعهد
سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند
Love عشق
Self-Confidence اعتماد به نفس
Friends دوستان
سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند
Peace آرامش
Hope امید
Honesty صداقت
به سه چیز هرگز تکیه نکن
Pride غرور
Lie دروغ
Love عشق
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است
Experience Yesterday تجربه از دیروز
Use Today استفاده از امروز
Hope Tomorrow امید به فردا
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است
Regret Yesterday حسرت دیروز
Waste Today اتلاف امروز
Fear of Tomorrow ترس از فردا
فرزند عزیزم
فرزند عزیزم
روزي كه تو مرا در دوران پيري ببيني، سعي كن صبور باشي و مرا درك كني ....
اگر من در هنگام خوردن غذا خود را كثيف مي كنم، اگر نميتوانم خودم لباسهايم را بپوشم، صبور باش
و زماني را به خاطر بياور كه من ساعتها از عمر خود را صرف آموزش همين موارد به تو كردم.
اگر در هنگام صحبت با تو، مطلبي را هزار بار تكرار مي كنم، حرفم را قطع نكن و به من گوش بده.
هنگامي كه تو خردسال بودي، من يك داستان را هزار بار براي تو مي خواندم تا تو به خواب بري
هنگامي كه مايل به حمام رفتن نيستم، مرا خجالت نده و به من غر نزن.
زماني را به خاطر بياور كه من براي به حمام بردن تو به هزار كلك و ترفند متوسل مي شدم.
هنگامي كه ضعف مرا در استفاده از تكنولوژي جديد مي بيني، به من فرصت فراگيري آن را بده و با لبخند تمسخرآميز به من نگاه نكن ...
من به تو چيزهاي زيادي آموختم... چگونه بخوري، چگونه لباس بپوشي ... و چگونه با زندگي مواجه شوي
هنگامي كه در زمان صحبت، موضوع بحث را از ياد مي برم، به من فرصت كافي بده كه به ياد بياورم در چه مورد بحث ميكرديم و اگر نتوانستم به ياد بياورم، از من عصباني نشو.
مطمئن باش كه آنچه براي من مهم است با تو بودن و با تو سخن گفتن است نه موضوع بحث.
اگر مايل به غذا خوردن نبودم، مرا مجبور نكن. به خوبي مي دانم كه چه وقت بايد غذا بخورم.
هنگامي كه پاهاي خسته ام به من اجازه راه رفتن نمي دهند ....
دستانت را به من بده ... همانگونه كه در كودكي اولين گامهايت را به كمك من برداشتي
و اگر روزي به تو گفتم كه نمي خواهم بيش از اين زنده باشم و دوست دارم بميرم ... عصباني نشو. روزي خواهي فهميد كه من چه مي گويم.
تو نبايد از اينكه مرا در كنار خود مي بيني احساس غم، خشم و ناراحتي كني. تو بايد در كنار من باشي و مرا درك كني و مرا ياري دهي، همانگونه كه من تو را ياري كردم كه زندگي ات را آغاز كني
مرا ياري كن در راه رفتن. مرا با عشق و صبوري ياري ده كه راه زندگي ام را به پايان ببرم.
من نيز پاداش تو را با لبخندي و عشقي كه همواره به تو داشته ام خواهم داد.
دوستت دارم فرزند عزيزم
پدر تو
خسته ی نادانی نیستیم
ظلمت بود و تاریکی . موسی بود و تلاش برای دانایی . پذیرفت گم شده است .بزرگ قوم بود و دنبال رهایی .ازدور که آتش دید . به آن پناه برد و از آن جا به نور رسید . نشان بارک الله گرفت وصاحب نه نشانه ی رهایی شد تابه طرف تاریکی بتازد.
ما نور نه ولی شمعی در فرادست خود دیدیم ولی چه شد که نور نشدیم ؟ شاید نیازی به نور نمی دیدیم و صد البته که خود را گمگشته نیافتیم .و همه گفتیم که در راهیم و همه خود نوریم . که در جهان فقط ما نوریم . گرچه در ظلمت خویشتن غوطه ور بودیم و حیات کبک گونه را تجربه می کردیم !
پای رفتنمان نبود گرچه خسته ی طلب نبودیم که خسته ی نادانی هم نه . پس چرا نرفتیم . شاید ایستادیم تا مرکب چموشی از راه رسد و مارا بیزحمت به نور رساند . و زهی خیال خام که هنوز که هنوز است خود را ((منتظر ))می نامیم .
اگر دیر بجنبیم اسیر مارو عقرب هایی خواهیم شد که جاودانه هم آغوشمان خواهند بود . وهرچه عصا و عمل بیفکنیم آنها هم افعی هایی خواهند شد به قصد جانمان .
زندگي
مهارت شاد زيستن
براي شاد زيستن مهارتهايي وجود دارد كه با بهره گيري از آنها مي توانيد نقش موثري در شاد زيستن خود داشته باشيد:
1- در زمان حال زندگي كنيد
آرامش ذهن و كارائي فردي ما به ميزان توانائي براي زيستن در لحظه حال بستگي دارد، گذشته از ديروز و اتفاقاتي كه افتاده و آنچه فردا ممكن است پيش بيايد حال جايي است كه ما در آن هستيم . از اين ديدگاه كليد شادي و خوشحالي ما در متمركز كردن ذهن در لحظه حال است.
يكي از نكات خوب و مهم در مورد بچه ها اين است كه آنها خود را بطور كامل در لحظه حال غرق مي كنند. كاملاً درگير فعاليتهاي كنوني خود مي شوند كه اين فعاليتها حتي ممكن است تماشاي يك پروانه ، نقاشي كردن و هر چيز ديگر باشد كه كودك انرژي خود را صرف آن مي كند. اما وقتي بزرگ مي شويم همزمان هنر فكر كردن و نگران بودن را ياد مي گيريم به مشكلات گذشته و آينده اجازه مي دهيم كه در زمان حال ما جمع شوند و ما را ناراحت و نگران كنند. همچنين ياد مي گيريم كه لذت ها و شادي ها خود را به عقب بياندازيم و به اين اميد باشيم كه شايد آينده بهتر از حال باشد.
معلم
معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ...
دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم كشید و
با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟
معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره شد و داد زد:
چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟!
فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!
دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...
اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد...
اونوقت می شه برای خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه...
اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره كه من
دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم... اونوقت قول می دم مشقامو ...
معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...
و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد . . .
صادق هدایت
سی و هفت درد و عیب اساسی ما که هیچوقت درمان نشد.
در زندگی درد هایی است که روح انسان را از درون مثل خوره می خورد
و می تراشد،این درد ها را نه می شود به کسی گفت و نه می توان جایی بیان کرد..!
به قسمتی از درد های اجتماعی ما توجه کنید:
1-اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
2-اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم.
3-با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
4-به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.
5-بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع انها هیچ اقدامی نمی کنیم.
6-در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.
7-کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
8-غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.
9-بیشتر در گذشته به سر می بریم تا جایی که اینده را فراموش می کنیم.
10-از دوراندیشی و برنامه ریزی عاجزیم و غالبا دچار روزمرگی و حل بحران هستیم.
11-عقب افتادگی مان را به گردن دیگران و توطئه انها می اندازیم،ولی برای جبران ان قدمی بر نمی داریم.
12-دائما دیگران را نصیحت می کنیم،ولی خودمان هرگز به انها عمل نمی کنیم.
13-همیشه اخرین تصمیم را در دقیقه 90 می گیریم.
14-هنگامی که به هدف مان نمی رسیم،ان را به حساب سرنوشت و قسمت و بد بیاری می گذاریم،ولی هرگز به تجزیه تحلیل علل ان نمی پردازیم.
15-غربی ها اطلاعات متعارف خود را در دسترس عموم قرار می دهند،ولی ما انها را برداشته و از همکارمان پنهان می کنیم.
16-مرده هایمان را بیشتر از زنده هایمان احترام می گذاریم.
17-فکر می کنیم با صدقه دادن خود را در مقابل اقدامات نابخردانه خود بیمه می کنیم.
18-برای تصمیم گیری بعد از تمام بررسی های ممکن اخر کار استخاره می کنیم.
19-همیشه برای ما مرغ همسایه غاز است.
20-به هیچ وجه انتقاد پذیر نیستیم و فکر می کنیم که کسی که عیب ما را می گوید بدخواه ماست.
21-چشم دیدن افراد برتر از خودمان را نداریم.
22-به هنگام مدیریت در یک سازمان زور را به درایت ترجیح می دهیم.
23-وقتی پای استدلالمان می لنگد با فریاد می خواهیم طرف مقابل را قانع کنیم.
24-در غالب خانواده ها فرزندان باید از والدین حساب ببرند،به جای اینکه به انها احترام بگذارند.
25-اعتقاد داریم که گربه را باید در حجله کشت.
26-اکثرا رابطه را به ضابطه ترجیح می دهیم.
27-تنبیه برایمان راحت تر از تشویق است.28-غالبا افراد چاپلوس بین ما موقعیت بهتری دارند.
29-اول ساختمان را می سازیم بعد برای لوله کشی،کابل کشی و غیره صد ها جای ان را خراب می کنیم.
30-وعده دادن و عمل نکردن به ان یک عادت عمومی برای همه ما شده است.
31-قبل از قضاوت کردن نمی اندیشیم و بعد از ان حتی خود را سرزنش هم نمی کنیم.
32-شانس و سرنوشت را برتر از اراده و خواست خود می دانیم.
مادر